حساسیت به جایزه!

باز هم دچار قفل نویسندگی شدم! آن هم بعد از آنهمه خبرهای خوب. الان که نگاه میکنم بیش از چهل و پنج روز از تاریخ اختتامیه چهارمین دوره مسابقه داستان‌نویسی افسانه‌ها گذشته است و من حتی نتوانستم یک مطلب درباره موفقیت خودم در آن بنویسم! مسابقه‌ای که دو جایزه و یک تقدیر نامه از آن گرفتم. جایزه برترین داستان بلند علمی/تخیلی و بهترین داستان کوتاه وحشت و همچنین تقدیر ویژه هیئت داوران بخاطر داستان کوتاه علمی/تخیلی را به ترتیب به خاطر داستانهای «دو بی‌همتا»، «آزادی دیو در بند» و «چهارشنبه متفاوت» گرفتم.  این یعنی یک سوم جوایز داستان نویسی بزرگسالان را از آن خودم کردم. برایم خیلی غیر منتظره و غرورآمیز بود. و نتیجه چی شد؟ هیچی، یک ماه است چیزی ننوشتم! فکر کنم به گرفتن جایزه حساسیت دارم!

وقتی یک نویسنده دچار قفل نویسندگی می‌شود، به هر کار احمقانه‌ای دست می‌زند تا این قفل را بشکند. این میان یکی از کارهای هم که من کردم این بود که دست به یک سری تغییرات اساسی توی سایتم زدم و از چاله در آمدم و توی چاه افتادم! اولین خبر بد اینکه تمام کامنتهای قدیمی را از دست دادم. البته سایت قدیمی را در آدرس old.dehghannasiri.ir گذاشتم اما فعلا آن هم کار نمی‌کند! احتمالاً چند وقتی باید وقت بگذارم تا کم‌کم بتوانم سر و سامانی به سایت جدید بدهم و شما هم باید این وضعیت جدید را تحمل کنید تا انشالله سایتی بهتر از قبل بوجود بیاید و من هم فعال‌تر بشوم و از شرمندگی همه خوانندگان عزیز سایت در بیایم.

 

پ.ن: سایت قبلی فعلا در آدرس old.dehghannasiri.ir برقرار شد.

5 thoughts on “حساسیت به جایزه!

  • ۱۳۹۵-۰۷-۱۹ at ۰۸:۵۹
    Permalink

    Big like

    Reply
    • ۱۳۹۵-۰۷-۲۴ at ۲۳:۳۱
      Permalink

      Thanks

      Reply
  • ۱۳۹۵-۰۷-۲۲ at ۲۳:۵۸
    Permalink

    میخواستم بشینم حساب کنم چند روز گذشته که بدونم چندوقته دارم انتظار میکشم گزارش روز همایش رو بخونم. چهل و پنج روز!!!!
    البته با ابنکه خودم دیدم و درک کردم اون روز فوق العاده رو و خاطراتی شخصی هم واسم خلق ودر حافظه ام ثبت شد، و هرچند دیدن اون لحظات و لمسشون از نزدیک بی نظیر بود، ولی مطمئنم خوندنش یه لطف خاص دیگه داره خصوصا با قلم شما.

    پس بازم مشتاقانه انتظار میکشم و البته منتظر فایل صوتی مصاحبه رادیو فرهنگ هم هستم.
    عکسهایی رو هم که من و شما باهم انداختیم خیلی کنجکاوم ببینم. اگه واسم بفرستید ممنون میشم.
    فعلا، تا روز انتشار گزارش روز بزرگ

    پ.ن: حیف شد کامنتهای قبلی سایت در مرز وجود و عدم قرار گرفتن. امیدوارم احیا بشن.

    Reply
    • ۱۳۹۵-۰۷-۲۴ at ۲۳:۲۵
      Permalink

      برادر عزیز، فعلا که میبینی به چه وضعی افتادم. دارم خودم را بازسازی میکنم. تا دوباره نوشتن را شروع کنم. خیلی برایم مهم است بتوانم تا آخر این ماه، داستان زانیار را به یک جایی برسانم. انشالله در اولین فرصت عکسها را هم روی سایت میگذارم.
      خوشبتخانه فعلا سایت قدیمی در آدرس old.dehghannasiri.ir برقرار است

      Reply
  • Pingback: داستان خوانی در محفل ادبی آن‌گاه داستان - داستانی نه لایق محفل - مجید دهقان نصیری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *