قهرمانان

امروز هر چی سعی کردم فصل دیگری به داستانم اضافه کنم، نتوانستم. ما نویسنده ها عمری تلاش میکنم تا شاید بتوانیم قهرمانی بیافرینیم و گروهی هستند که کار هر روزشان قهرمانی است. جای مثل فاجعه پلاسکو است که کلمات کم می آورد. یاد و خاطره آتش‌نشانانی که جانشان را برای نجات دیگران به خطر انداختند گرامی و جاودانه باشد.… (ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید

داستان دنباله‌دار یک عیار و چهل طرار (۱۳۸)- داستان افسانه

شروع داستان | قسمت قبل | قسمت بعد

داستان افسانه

خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس با شایعه کردن مرگ شاه عباس شهر را به آشوب کشید. شاه عباس، مصطفی شیرفروش جانش را نجات داده بود را به داروغگی منتصب کرد. مصطفی با سه شرط داروغگی شهر را پذیرفت. سپس شاه دستور داد، پدر و دختری که می‌خواستند او را بکشند، احضار شوند و ابتدا داستان پدر که همان افسون بود را شنید.

شاه عباس با دقت به سخنان افسون دغل گوش داد و در نهایت تنها سری تکان داد. در میان درباریان همهمه‌ای در گرفت. دیوان‌بیگی که در میان آنها ایستاده بود، با دقت به صورت شاه عباس خیره شده بود.… (ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید