پایان نوشتن مرگ جاوید

مرگ جاوید بالاخره بعد از دو سال و دو ماه تمام شد. این داستان بلندی در ژانر وحشت است که چنین آغاز میشود:
از من به تو نصیحت فرزندم، هیچ وقت عاشق نشو. چون عشق می‌تواند سرآغاز وحشتناک‌ترین مرگ‌ها باشد. این را من خیلی دیر فهمیدم. مدتها بعد از آنکه عاشق شدم. داستانش طولانی است اما من برای همه کس تعریف نمی‌کنم چون فقط آنهایی که درد عشق کشیدند حرف یک مرده جاوید را می‌فهمند. تو درد عشق کشیده‌ای؟ اگر نکشیدی، همینجا مرا رها کن و برو. داستان من به درد تو نمی‌خورد. اما اگر در فراز و فرود زندگی‌ات آتش عشق برای لحظه‌ای هم تو را لمس کرده، بنشین و آنرا گوش کن چون درد مشترکی داریم.
(ادامه مطلب) بیشتر بخوانید

InnoTehran بررسی فرصتهای کار و سرمایه‌گذاری در طلای کثیف

 رویداد InnoTehran در مورد مدیریت هوشمند پسماند بود و خوشحالم که می‌بینم مدیران شهری چون تهران نیز بالاخره به این درک رسیده‌اند که زباله برابر است با طلای کثیف. طبق آمار خود شهرداری سالیانه در حدود ۲۰۰ میلیارد از بازیافت درآمد دارند و تازه این تقریباً کمتر از ۵ درصد زباله تهران را شامل میشود.… (ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید

فیلمنامه ایستگاه ملی۱۴۴۴

بالاخره نوشتن فیلمنامه طنز «ایستگاه ملی۱۴۴۴» تمام شد. فیلمنامه‌ای علمی/تخیلی، با طنز انتقادی از رفتار و کردار ما ایرانی‌ها و مدیران و دولتمردانمان. بعید می‌دانم روزی بشود این فیلمنامه را به فیلم تبدیل کرد و بیشتر آنرا برای دل خودم نوشتم و البته شرکت در بخش جنبی جایزه افسانه‌ها.

(ادامه مطلب) بیشتر بخوانید

کسب دانش

نمی‌دانم چرا برخی از همکاران و دوستان همیشه از کسب دانش جدید فراری هستند و بدنبال بهانه‌ای برای فراز از زیر دوره‌های آموزش‌ حین کار می‌گردند. این در حالی است که در دین ما گفته شده «ز گهواره تا کور دانش بجو» و در فرهنگ پارسی ما نیز فردوسی پاک روان گفته «توانا بود هر که دانا بود …. ز دانش دل پیر برنا بود»

در عصر اطلاعات نیز کسب دانش جزو توصیه‌های همه بزرگان است. برایان تریسی استاد موفقیت می‌گوید:«در عصر حاضر ارزشمندترین منبع ثروت درون سرتان قرار دارد». بیل گیتس مدیر سابق ماکروسافت و یکی از ۵ مرد ثروتمند دنیا که هیچ وقت خودش را از جذب دانش جدید بی‌نیاز ندانسته است، میگوید:«جریان اطلاعات‏ را خون زندگى بخش بدانید» و ایلان ماسک رئیس شرکت تسلا نیز می‌گوید:«با کسب دانش و آگاهی به قدرت برسید»

به بهانه کنسل شدن دوره «مدیریت دانش» در محل کار

 … (ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید

طرحهای آزمایشی برای یک برنامه طنز تلویزیون

امروز مراجعه کردم برای امتحان، مشخص شد امتحانی در کار نیست و باید کار عملی بکنیم. در اولین مرحله باید برای یک برنامه طنز طرح بدهیم. بیست موضوع اعلام کردند که عبارتند از:

  1. ازدواج
  2. طلاق
  3. اعتیاد
  4. شغل
  5. سفر
  6. تحصیلی – دانشگا
  7. خانواده
  8. ترس
  9. هدیه و جشن
  10. محیط زیست
  11. خرید و فروش
  12. شبکه های مجازی
  13. کتاب
  14. وام
  15. ورزش
  16. بیمار و دکتر
  17. لاکچری
  18. آب
  19. سربازی
  20. ترافیک

به نظرم موضوعها خیلی تکراری است و برای هر کدامشان هر سال چندین عنوان طنز ساخته شده است و دادن طرح جدید خیلی سخت است. تازه باید توی همین دو سه روز مانده به عید طرحها را بدهیم.… (ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید

امتحان تلویزیون

فردا دارم میروم آزمون بدهم برای نویسندگی یک برنامه در تلویزیون اصفهان! برام دعا کنید عاقبت بخیر بشوم. اگر رد شدم که مسلما باز هم به نویسندگی ادامه میدهم تا بهتر شوم. اما قبول شدنم میتواند کمک خوبی در این مسیر به من بکند.

امتحان(ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید

تهران گمراه‌کننده

تکلیف هفته پیش استاد فیلمنامه نویسی مان، مکتوب کردن یک خاطره بود! در همان لحظه‌ای که این را گفتند، تمام خاطرات زندگیم از ذهنم پرید رفت! کل هفته داشتم فکر میکردم برای یک خاطره ناقابل  اما هیچی به ذهنم نرسید. کم کم به این نتیجه رسیدم که کلاً زندگی بی خاصیت و یک نواختی داشتم. شب آخر از درد ناچاری داشتم نوشته‌های قبلیم را مرور میکردم تا ببینم آیا ردی از گذشته خودم پیدا میکنم یا نه. و از خوش شانسی دو تا خاطره مکتوب پیدا کردم. خاطره جدیدتر از نظر زمانی و قدیمی‌تر از نظر مکتوب شدن را به اسم اهوازنامه سالها قبل نوشته بودم و خاطره قدیمی‌تر از نظر زمانی و جدیدتر از نظر مکتوب شدن، خاطره‌ای بود که سال گذشته به بهانه مسابقه همشهری داستان بعنوان داستان تهران نوشته بودم.… (ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید

چهارشنبه متفاوت و آزادی دیو در بند در راه چاپ

امروز با من تماس گرفتند تا برای چاپ داستانهای برگزیده شده در مسابقه افسانه ها اجازه چاپ بگیرند. الظاهر قرار است دو داستان «چهارشنبه متفاوت»، «آزادی دیو در بند» در مجموعه داستانی توسط انتشارات باژ چاپ شود. خبری خوبی بود و امروزم را ساخت.… (ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید

داستان خوانی در محفل ادبی آن‌گاه داستان – داستانی نه لایق محفل

داستان خوانی

نقد یک اثر همیشه برای نویسنده کشنده است، بخصوص اگر چهره به چهره و در یک جلسه عمومی باشد. اما اتفاقی که برای من افتاد، تفصیر خودم بودم. داستان علمی-تخیلی «چهارشنبه متفاوت» را برای داستان خوانی در گردهمائی «آن‌گاه داستان» انتخاب کردم. جائی که از قبل میدانستم بیشتر افراد طرفدار متنهای معناگرا و نثرهای پیچیده هستند. اما امیدوار بودم این داستان خوانی کمکم کند تا قسمت دوم داستان را سریعتر تمام کنم.

حجم داستان برای خواندن در یک جلسه بسیار طولانی بود و استفاده از اسم های سخت و نامانوس فضائی‌ها، استفاده از اصطلاحات تخصصی ادبیات علمی-تخیلی مثل بیومکانیک یا استفاده دوگانه از واژه های علمی مثل پلاسما برای شنونده ها نه تنها جالب نبود که باعث سردرگمی شده بود.… (ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید