داستان دنباله‌دار یک عیار و چهل طرار (۱۳۹) – چشمان افسانه

چشمان افسانه

شروع داستان | قسمت قبل خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس با شایعه کردن مرگ شاه عباس شهر را به آشوب کشید. شاه عباس، مصطفی شیرفروش را که جانش را نجات داده بود به داروغگی منصوب کرد. سپس داستان افسون و…

قهرمانان

قهرمان

امروز هر چی سعی کردم فصل دیگری به داستانم اضافه کنم، نتوانستم. ما نویسنده ها عمری تلاش میکنم تا شاید بتوانیم قهرمانی بیافرینیم و گروهی هستند که کار هر روزشان قهرمانی است. جای مثل فاجعه پلاسکو است که کلمات کم…

داستان دنباله‌دار یک عیار و چهل طرار (۱۳۸)- داستان افسانه

افسانه

شروع داستان | قسمت قبل | قسمت بعد داستان افسانه خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس با شایعه کردن مرگ شاه عباس شهر را به آشوب کشید. شاه عباس، مصطفی شیرفروش جانش را نجات داده بود را به داروغگی منتصب کرد. مصطفی…

داستان دنباله دار یک عیار و چهل طرار (۱۳۷) – داستان افسون

سوار بر اسب

شروع داستان | قسمت قبل خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس با شایعه کردن مرگ شاه عباس شهر را به آشوب کشید. افسون و دخترش زندانی شده‌اند و شاه عباس مجبور شد شاهزاده را که تصور می‌کرد بر علیه او است،…

همنت ICT – آخر هفته‌ای پرکار و پرتجربه با ایده «من می‌بینم»

همنت ICT سان 95

 آخر هفته در همنت ICT همنت ICT رویدادی کارآفرینی در این حوزه است که امسال برای دومین بار توسط بنیاد نخبگان و مخابرات استان اصفهان برگزار می‌شد. در این همنت با یک تیم شش نفره و یک ایده خیریه شرکت کردیم. ایده ما «من ‌می‌بینم»…

خواندن داستان طلسم قنات زارچ در آن گاه داستان

آن گاه داستان

داستان خوانی در آن گاه داستان هفته گذشته برایم هفته بسیار شلوغ و پر کاری بود. روز سه شنبه برای اولین بار یک داستانم را در حضور جمع خواندم و نقد شنیدم. داستانی که انتخاب کرده بودم داستان طلسم قنات…

پیراهن وصله‌دار – داستان کوتاه مناسبتی اربعین حسینی

اربعین حسینی

پیراهن وصله دار – «برات» تو هم بیا بریم. خوش میگذره به خدا، اوسا میگه همه چیز مفتیه، کلی چلوکباب میخوریم. حسن صافکار و شاگرداش هم با ما میاند. – نه من نمییام. بی بی تنها می مونه. اوسا هم…