یک عیار و چهل طرار – قسمت 50: برادر سوم

خلاصه: خواندیم که گرگین خان با کمک افسون و با حیله‌ای خزانه‌دار را فریفته و صندوقچه جواهرات را دزدید و متواری شد در حالی که افسون دستگیر و زیر بازجوئی است، گرگین توسط ارغون، برادر افسون که یک راهزن است، اسیر می‌شود.
گرگین و ارغون شهر را دور زدند و به جای دروازه فارس از دروازه ری وارد اصفهان شدند. گرگین همش در فکر آن بود که بتواند به نوعی بر سر ارغون هم کلاه بگذارد و دوباره به جواهرات برسد. اما با تدبیر ارغون، نمی‌دانست جواهرات کجاست. لذا تصمیم گرفته بود با او همکاری کند تا به مقصود خود برسد.(ادامه مطلب)

Read more

یک عیار و چهل طرار – بخش 44: گرفتاری افسون

خلاصه: خواندیم که افسون دغل و گرگین خان با حیله‌ای خزانه‌دار را فریفته و هر کدام با گنجینه‎ای جداگانه، فراری شدند. خزانه‌دار به دستور شاه دستگیر شد. ننه‌سرباز مامور مراقبت از خانه شهرنوش، همسر افسون می‌شود. چون شبی افسون به خانه شهرنوش رفت، ننه‌سرباز به حقه کف‌بینی او را در خانه نگه‌داشت و برای یارانش پیام فرستاد.
وقتی زانیار خبر پیدا شدن افسون را شنید، نخست جهت کسب اطلاع، مخفیانه خودش را به سقف خانه شهرنوش رساند و صدای افسون را شنید که مشغول صحبت با ننه‌سرباز و شهرنوش بود. سپس پایین آمد و به نزد مصطفی شیرفروش رفت. ابتدا شاگرد او را مجبور کرد لباسش را با او عوض کند.(ادامه مطلب)

Read more

یک عیار و چهل طرار – قسمت 45: حاتم بیگ وزیر

خلاصه: خواندیم که افسون دغل و گرگین خان با حیله‌ای خزانه‌دار را فریفته و هر کدام با گنجینه‎ای جداگانه، فراری شدند. خزانه‌دار به دستور شاه دستگیر شد و زانیار به کمک ننه‌سرباز، افسون را پیدا و گرفتار کرد.
چون افسون بیهوش شد، زانیار با طنابی دست و پای او را به سختی بست و سپس از تیر سقف آویزانش کرد. آنگاه به این فکر افتاد که چه کار کند. تصمیم گرفت به نزد داروغه برود با تحویل دادن افسون، خود را نزد داروغه نشان دهد تا شاید بتواند روزی از او دخترش را خواستگاری کند.
هر چند شب شده بود، اما به امید دیدن فرزانه اول به سمت خانه داروغه به راه افتاد.(ادامه مطلب)

Read more