ازدواج به روایت تاریخ
اولین ازدواج این روزها همه دارند از سخت شدن روز به روز ازدواج صحبت میکنند. شاید به نظرتان اغراق بیایید. اما اگر نگاهی به تاریخ بیندازیم شاید بهتر بتوانیم حقایق را بررسی کنیم. به روایت تاریخ، اولین ازدواج بسیار ساده…
اولین ازدواج این روزها همه دارند از سخت شدن روز به روز ازدواج صحبت میکنند. شاید به نظرتان اغراق بیایید. اما اگر نگاهی به تاریخ بیندازیم شاید بهتر بتوانیم حقایق را بررسی کنیم. به روایت تاریخ، اولین ازدواج بسیار ساده…

داستان سیب هم یکی دیگر از تکلیفهای کلاس فیلمنامه نویسی است. قرار بود داستان در مورد موقعیت یک سیب و دو آدم متشخص باشد. تکلیف من باز خیلی از موضوع دور بود. سیب راننده مینیبوس داشت از توی ترمینال…
شرمنده، شرمنده و شرمنده هم دوستان و خواننده ها هستم. میبخشید که نوشتن یک فصل دیگر این داستان دقیقا دو ماه طول کشید. میدانید تازه یادم افتاد که من همیشه از مشق عید متنفرم بود. همین باعث شد که نه…
خوب یک خبر خوب دارم و یک خبر بد. خبر بد اینکه داستان من سر موعد ۲۰ اسفند تمام نشد. اما خبر خوب اینکه گاه چهارم جشنواره چهارگاه تمدید شد. فکر کنم خیلی ها توی داستان نویسی طنز وقت کم…
داستان هنوز تمام نشده، اما زمان کم است و من باید بروم قسمت سوم را بنویسم. خوانندگان گرامی فعلاً این بخش را هم مطالعه کنید تا انشالله قسمت بعدی را تا فردا آماده کنم. از دوستان میخواهم اگر در مورد…
دوستانی که داستان چهارشنبه متفاوت را خواندند، حتما با چهار موجود فضایی دوست داشتنی آن داستان آشنا هستند. سزاکوگا فرماندهی جدی، گروگاوا تکاوری جوشی و خشن، پگادوریس که یک آداموش خونسرد و پر از دانش است و صد البته مینادوسودانیم…

با وجود اینکه چند وقتى زیاد فرصت کتابخواندن ندارم و کوهى از کتابهاى نخوانده دور و برم را پر کرده، ولى چند هفته پیش که رفتم کتابى را بگذارم توى کتابخانه فکسنیم، چشمم خورد به کتاب «دنیاى کوچک دُن کامیلو»…

احتمالاً اکثر خوانندههاى این صفحه با نوستر آداموس پیشگوى معروف غربىها آشنا هستند. اما فکر کنم کمتر کسى با کلثوم ننه پیشگوى خودمان آشنا باشد. متاسفانه به خاطر همین بىدقتى و مرغ همسایه را غاز دیدند، امروزه اطلاعات کمى از…