آرتور سی.کلارک: نویسنده ای که دیگر نخواهد نوشت

امروز از مرگ آرتور سی.کلارک باخبر شدم. اصل خبر از قرار زیر بود:

آرتور سی کلارک نویسنده علمی تخیلی درگذشت  
سِر آرتور سی کلارک، نویسنده بریتانیایی داستان های علمی-تخیلی در سن ۹۰ سالگی در سریلانکا درگذشته است.
آقای کلارک که در سامرست متولد شده بود در سال ۱۹۶۸ با یک داستان کوتاه به نام “محافظ” (Sentinel) که از روی آن فیلم “اودیسه فضایی ۲۰۰۱” به کارگردانی استنلی کوبریک ساخته شد به شهرت رسید.
وی که زمانی “نخستین ساکن کلبه الکترونیک” لقب گرفته بود با بینش خود درباره سفرهای فضایی و علوم کامپیوتر مخیله عموم را تسخیر کرد.
یک دستیار نزدیک آقای کلارک گفت وی پس از یک حمله قلبی-ریوی درگذشت.
انسانی صادق
آرتور سی کلارک که پدرش کشاورز بود در جریان جنگ جهانی دوم داوطلب نیروی هوایی ارتش بریتانیا شد و در آنجا روی یک برنامه کاملا مخفیانه ساخت رادار کار کرد و مفهوم ماهواره های ارتباطی را ابداع کرد.
توصیف های زنده و پر از جزئیات سِر آرتور از مسافربرهای فضایی، ابررایانه ها و سیستم های ارتباطی سریع میان میلیون ها خواننده در سراسر جهان طرفدار داشت.
وی در مجموع بیش از یکصد کتاب داستانی و غیرداستانی نگاشت و به عقیده بسیاری از ناظران نوشته های او بعدی انسانی و عملی به سبک علمی تخیلی بخشید.
در دهه ۱۹۴۰ کلارک گفت که انسان تا سال ۲۰۰۰ به ماه خواهد رسید، ایده ای که در آن زمان به عنوان عملی غیرممکن رد شد.
سر پاتریک مور، منجم بریتانیایی که نقش عمده ای در شناساندن نجوم آماتوری به عموم دارد، و آرتور سی کلارک را از نوجوانی پس از ملاقات در یک انجمن نجوم می شناخت گفت: “وی از بسیاری جهات از زمانه خود پیش بود.”
“جدا از (پیش بینی کننده عصر) ماهواره های مصنوعی چیزهای دیگری هم بود. یک نویسنده بزرگ علمی تخیلی، یک دانشمند درجه یک، یک پیشگوی بزرگ و یک دوست خیلی عزیز. از رفتنش خیلی خیلی غمگینم.”
وی در ادای احترام به دوستش از او به عنوان “یک شخص خیلی صادق” که “خیلی شوخ طبع” بود یاد کرد.
متفکر آینده
جورج وایتسایدز، مدیر انجمن ملی فضا، که سر آرتور از اعضای هیات امنای آن بود، گفت چیزی که به نظر من او را از خیلی جهات محبوب و جذاب می کرد اشتیاقش بود.
وی گفت: «او همیشه در فکر این بود که چه چیزی بعد از این می آید و اینکه زندگی را چگونه می توان در آینده بهبود بخشید.»
این بینشی است که فکر می کنم بتوانیم امروز از آن بیشتر استفاده کنیم.
سر آرتور در سال ۱۹۵۶ پس از ازدواجی ناکام به سریلانکا که آن زمان سیلان شناخته می شد نقل مکان کرد و در آنجا با خانواده و شریک تجاری اش زندگی می کرد و علاقه خود به غواصی را دنبال کرد.
وی در سال ۱۹۹۸ با اتهام کودک آزاری که با شدت رد می کرد مواجه شد که اعطای نشان شوالیه به وی را به تاخیر انداخت.
سر آرتور در تحقیقاتی رسمی از این اتهامات تبرئه شد. وی از سال ۱۹۹۵ به بعد عمدتا به دلیل بیماری به صندلی چرخدار محدود بود.
آرتور سی کلارک برای خیلی از بینندگان تلویزیون ایران به خاطر اجرای برنامه های علمی که چندین سال از شبکه چهار سیما پخش می شد، چهره ای شناخته شده است.

من و آرتور

و اما حالا بپردازیم به روابط من با آرتور !
آرتور سی.کلارک بدون شک یکی از نویسنده های مشهور علمی/تخیلی است که با علاقه آثارش را دنبال می‌کردم. هر چند دل پر خونی از دستش داشتم! این دل پر خون از آن بابت بود که سی.کلارک عادت داشت همیشه داستان‌های علمی خودش را با پایان‌های فلسفی در هم بیامیزد و تقریباً هیچ وقت فلسفه پراکنی‌هایش مورد موافقت من نبود.
اما کاملاً بی‌انصافی است اگر نخواهم او را یک نویسنده بزرگ بخوانم. بدون شک در قرن معاصر آرتور سی.کلارک از معدود نویسندگانی است که دقیقاً به بخش علمی از میان دو بخش علمی/تخیلی وفا دار بود. این شاید به خاطر پیشینه وی بعنوان یک دانشمند بوده باشد. هر گاه شما کتابی از آرتور سی.کلارک را مطالعه می کردید مطمئن بودید که حتماً چند نکته علمی و بخصوص فیزیکی نیز یاد خواهید گرفت. بر خلاف ایزاک آسیموف که دامنه تخیلش را کاملاً باز گذاشته بود و ۱۰۰ ها هزار سال به جلو و عقب می‌پرید و انواع و اقسام قوانین را از خودش اختراع می‌کرد. ارتور سی.کلارک بیشتر مواقع در محدوده کوچکی از تاریخ حال بازی می‌کرد و همیشه به قوانین فیزیکی احترام می‌گذاشت.
دنباله‌های سه گانه ویا چهارگانه سی کلارک بسیار خواندنی‌تر از داستان‌های کوتاه و تکی اوست و این نشان می‌دهد که ذهن پیچیده وی نیاز به فضای بسیار بیشتری برای بار آوردن یک اثر خوب داشت.
دنباله دارهای چون ادیسه و بخصوص مجموعه راما نشان از اوج خلاقیت او دارد. هر چند شاید بهترین اثری که من از او خوانده باشم کتابی است به نام «ریزش غبار ماه» که شرح مشکلات یک اتوبوس توریستی در ماه است.
آرتور سی.کلارک برخلاف ایزاک آسیموف که بشر را در کهکشان تنها موجود دارای هوش می دانست، کهکشان را سرشار از موجودات هوشمند می‌داند و از این نظر بیشتر از بقیه نویسندگان علمی/تخیلی با او احساس مشترک دارم!
احتمالاً اکثر شما از سه قانون ایزاک اسیموف آگاه هستید، اما افراد کم تری هستند که سه قانون آرتور سی.کلارک را بشناسند. این سه قانون عبارت است از:

  1. «هرگاه دانشمندی برجسته، اما سالخورده بگوید چیزی ممکن است، به احتمال قریب به یقین درست گفته‌است. اما آنگاه که بگوید چیزی غیرممکن است، به احتمال زیاد اشتباه می‌کند.»
  2. «تنها راه کشف محدودهٔ ممکن از غیرممکن، کمی پیشروی از ممکن به درون غیرممکن است.»
  3. «هر فناوری وقتی به حدی از پیشرفت برسد، دیگر نمی‌توان آن را از جادو تفکیک کرد.»

برای آشنائی بیشتر با آرتور سی.کلارک می توانید به :
سایت ویکیپدیای فارسی آرتور سی.کلارک
سایت ویکیپدیای انگلیسی آرتور سی.کلارک
آکادمی فانتزی: اندیشه های آرتور سی.کلارک
سایت بنیاد آرتور سی.کلارک

شاد و کتابخوان باشید
کرم کتاب

آرتور سی کلارک
آرتور سی کلارک

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.