نویسنده داستان کوتاه بله! بعد از چاپ داستان در مجله «شگفتزار» و همکاری در چاپ داستان دنباله دار با روزنامه «رسانه برتر» بالاخره یک قدم در مراحل نویسنده شدن جلوتر رفتم و برای اولین بار در کتاب «قلم جوانی» اسمم بعنوان نویسنده آورده شده است. این کتاب شامل مجموعه آثار منتخب اولین جشنواره داستان کوتاه...
دسته: خاطرات ادبی
خواندن داستان طلسم قنات زارچ در آن گاه داستان
داستان خوانی در آن گاه داستان هفته گذشته برایم هفته بسیار شلوغ و پر کاری بود. روز سه شنبه برای اولین بار یک داستانم را در حضور جمع خواندم و نقد شنیدم. داستانی که انتخاب کرده بودم داستان طلسم قنات زارچ بود و در محفل «آن گاه داستان» آن را خواندم. «آن گاه داستان» به...
کابوس مرگ جاوید
با سلام به تمام دوستان و خوانندگان عزیز، مدتی است که مشغول نوشتن داستانی با نام «مرگ جاوید» هستم. داستان خیلی کند پیش میرود و من را شرمنده شما عزیزان کرده است. با این وجود دوست دارم نظرتان را در مورد قسمت زیر که کابوسی است که قهرمان داستان میبیند بدانم. آیا به اندازه کافی...
حساسیت به جایزه!
باز هم دچار قفل نویسندگی شدم! آن هم بعد از آنهمه خبرهای خوب. الان که نگاه میکنم بیش از چهل و پنج روز از تاریخ اختتامیه چهارمین دوره مسابقه داستاننویسی افسانهها گذشته است و من حتی نتوانستم یک مطلب درباره موفقیت خودم در آن بنویسم! مسابقهای که دو جایزه و یک تقدیر نامه از آن گرفتم. جایزه...
هدیه تولد
امروز تولدمه، و خبرهای خوبی بهم رسید. چهارتا از داستانهایم وارد مرحله فینال چهارمین دوره مسابقه داستان نویسی افسانهها شدند. «چهارشنبه متفاوت» در بخش داستان فانتزی کوتاه «دو بی همتا» در بخش داستان فانتزی بلند «آزادی دیو در بند» و «آخرین نامه فلیپ» در بخش داستان کوتاه وحشت البته هنوز باید با ده، پانزدهتا رقیب...
سال 95 مبارک باشد
سال 95 به همه شما خواننده های عزیز مبارک باشد. امسال برنامه های برای خودم و این سایت دارم که امیدوارم خوشتان بیایید. انشالله سعی میکنم روال انتشار روزانه داستانها را ادامه بدهم. سال گذشته داستان در تعقیب را در 14 قسمت و داستان یک عیار و چهل طرار را که تابحال بیش از 120 قسمت شده...
چهارشنبه سوری
هر چهارشنبه سوری برای من فرصت مناسبی است که دوباره تبلیغ داستان کوتاه چهارشنبه متفاوت خودم را بکنم. یک زمانی ميخواستم ماجراهای قهرمانان آن داستان را ادامه بدهم، اما حالا که دارم داستان تاریخی مینویسم خیلی از آن فضا فاصله گرفتم. بیشترش هم تقصیر منحل شدن فنزین است. شاید در آینده فرصت اینکار پیش بیایید.
آمریکا، ما داریم می آییم
مدتها بود که هوس نوشتن یک داستان در مورد نخستین ایرانیهای که پا به آمریکا گذاشتند را داشتم. اما منبع مناسبی برایش پیدا نمیکردم. تا چشمم در نمایشگاه به کتاب به این کتاب افتاد. و بعد مقدمه آن را خواندم. با یک مرور مختصر به نظرم رسید که به اصل جنس رسیدم. مقدمه خودش نشان...
قفل نویسندگی!
دوروزه دچار قفل نویسندگی شدم! چهارشنبه آخرین قسمت داستان «در تعقیب» را تمام کردم و تحویل روزنامه دادم. حالا باید برای شنبه یک داستان جدید تحویل بدهم. اما هر چه فکر می کنم داستان خوبی به ذهنم نمی رسد. نه اینکه داستان خوبی سراغ نداشته باشم. اما اکثر موضوعاتی که به ذهنم می رسه مربوط...