Category خاطرات ادبی

پاورقی نویس شدم!

پاورقی طلسم قنات زارچ در رسانه برتر

از بچگی، آرزوم بود پاورقی نویس روزنامه ها بشوم، چون توی سرگذشت اکثر نویسندهای موفقی که میخواندم میدیدم بخش بزرگی از شهرتشان از همین جا قوت میگرفت. ژول ورن، الکساندر دوما و حتی هرژه نیز آثاربزرگشان را به صورت پاورقی…

نمایشگاه کتاب سال 94 تهران

نمایشگاه کتاب تهران

نمایشگاه کتاب تهران
به نظرم برای آدم‌های مثل من که می‌خواهند بودجه یک سالشان را در نمایشگاه خرج کنند، باید تسهیلات ویژه‌ای قائل شد. امسال همانطور که شنیده بودم، اجازه نمی‌دادند تا چرخ‌های خرید وارد محل غرفه‌ها شود. بنابراین باید کل کتابهای که می‌خریدی را دست می‌گرفتی و دور می‌رفتی. تا وقتی که طاقتت تمام می‌شد و از دست و کمر می‌افتادی. شانس آوردم که امسال غرفه‌های امانتداری گذاشته بودند. هر چند سرویسشان ایده‌آل نبود اما بهتر از هیچی بود. نکته عجیب ماجرا این بود که هر چند به چرخ خرید با آن حجم کمش به عنوان ایجاد مزاحمت برای دیگران اجازه ورود داده نمی‌شد، اما به کالسکه بچه با آن حجم عظیمش اجازه ورود می‌دادند.… (ادامه مطلب)

شرکت در مسابقه داستان نویسی علمی/تخیلی شریف

مسابقه داستان نویسی علمی/تخیلی شریفمسابقه داستان نویسی علمی/تخیلی شریف را با دو اثر شرکت کردم. یکی داستان آخرین ایستگاه و دیگری داستان روز نو، شرکت کردم. ابتدا می‌خواستم به جای آخرین ایستگاه، چهارشنبه متفاوت را بفرستم، اما سقف مسابقه پنج…

سلام شبح

الان فیلم «سلام شبح» را دیدم. فیلمی از سینما کره با کارگردانی یوانگ تاک کیم. می‌توانم بگویم که بعد از مدتها یک فیلم احساسی قشنگ دیدم. به قول یکی از منتقدها تلخ مثل عسل. برای من دیدن این فیلم یک اتفاق…

شرکت در مسابقات ادبی سال 92

در چند سال گذشته یکی از اهدافم را در زندگی شخصی، شرکت در مسابقات ادبی گذاشته‌ام. اینکار باعث می‌شود که حداقل از آرزوی همیشه‌گی‌ام از دوران نوجوانی تا کنون دور نشوم. پارسال داستان «آخرین نامه فیلیپ» که سبک تاریخی داشت،…

می‌نویسم حتی اگر ببازم

نتایج اولیه هفتمین دوره جایزه هنر و ادبیات گمانه‌زنی اعلام شد. خبر بد اینکه هیچ کدام از پنج داستان من جزو کاندیداها نیست. حقیقتاْ یک ضد حال اساسی خوردم. چون سال گذشته وقت زیادی را صرف نوشتن چند داستان برای…