Category خاطرات ادبی

خداحافظ پرآب

یک سال گذشته را در «پُرآب» زندگی کردم. روستایی در حاشیه کویر که اسمش را از قنات پُر آبش گرفته که روز به روز به خشکی نزدیک‌تر می‌شود. دنبال «پرآب» روی نقشه گوگل نگردید. پرآبی که من در آن بودم،…

چهارشنبه متفاوت بالاخره به چاپ رسید

افسون نامه - چهارشنبه متفاوت

وقتی چند روز به پایان سال ۱۳۹۰ به فکر نوشتن داستانی در مورد چند موجود فضایی افتادم که درگیر یک چهارشنبه سوری ایرانی می‌شوند، هیچ وقت فکر نمیکردم هم خودم، هم دیگران اینقدر درگیر ماجرای این شخصیتها در یک چهارشنبه…

فیلمنامه ایستگاه ملی۱۴۴۴

فیلمنامه ایستگاه ملی 1444

بالاخره نوشتن فیلمنامه طنز «ایستگاه ملی۱۴۴۴» تمام شد. فیلمنامه‌ای علمی/تخیلی، با طنز انتقادی از رفتار و کردار ما ایرانی‌ها و مدیران و دولتمردانمان. بعید می‌دانم روزی بشود این فیلمنامه را به فیلم تبدیل کرد و بیشتر آنرا برای دل خودم…

طرحهای آزمایشی برای یک برنامه طنز تلویزیون

تلویزیون

امروز مراجعه کردم برای امتحان، مشخص شد امتحانی در کار نیست و باید کار عملی بکنیم. در اولین مرحله باید برای یک برنامه طنز طرح بدهیم. بیست موضوع اعلام کردند که عبارتند از: ازدواج طلاق اعتیاد شغل سفر تحصیلی –…

تهران گمراه‌کننده

تهران - میدان انقلاب

تکلیف هفته پیش استاد فیلمنامه نویسی مان، مکتوب کردن یک خاطره بود! در همان لحظه‌ای که این را گفتند، تمام خاطرات زندگیم از ذهنم پرید رفت! کل هفته داشتم فکر میکردم برای یک خاطره ناقابل  اما هیچی به ذهنم نرسید.…

چهارشنبه متفاوت و آزادی دیو در بند در راه چاپ

امروز با من تماس گرفتند تا برای چاپ داستانهای برگزیده شده در مسابقه افسانه ها اجازه چاپ بگیرند. الظاهر قرار است دو داستان «چهارشنبه متفاوت»، «آزادی دیو در بند» در مجموعه داستانی توسط انتشارات باژ چاپ شود. خبری خوبی بود و…

داستان خوانی در محفل ادبی آن‌گاه داستان – داستانی نه لایق محفل

داستان خوانی در محفل آن‌گاه داستان - خوانش داستان چهارشنبه متفاوت

داستان خوانی نقد یک اثر همیشه برای نویسنده کشنده است، بخصوص اگر چهره به چهره و در یک جلسه عمومی باشد. اما اتفاقی که برای من افتاد، تفصیر خودم بودم. داستان علمی-تخیلی «چهارشنبه متفاوت» را برای داستان خوانی در گردهمائی…