پیراهن وصله‌دار – داستان کوتاه مناسبتی اربعین حسینی

پیراهن وصله دار

– «برات» تو هم بیا بریم. خوش میگذره به خدا، اوسا میگه همه چیز مفتیه، کلی چلوکباب میخوریم. حسن صافکار و شاگرداش هم با ما میاند.

– نه من نمییام. بی بی تنها می مونه. اوسا هم میگه نباید کار مردم را زمین بگذاریم. اگر من بیام دست تنها میمونه.

– دروغ نگو، من که میدونم دلت اینه که با ما بیایی ولی اوس غلام بهت اجازه نمیده! نترس، همه تو رو میشناسند. توی این خیابون پیش هر کی بخوای میتوانی کار بکنی. این غلام سگ سبیل رو ول کن و بیا بریم

– نه. نمیشه. اوسا غلام حق به گردنم داره.… (ادامه مطلب)

Read more

روز جهانی نینجا

۵ دسامبر روز جهانی نینجا است. نینجا به جنگجویی تعلیم دیده و ماهر در فنون مختلف گفته میشود که قابلیت اصلی آنها نفوذ به خطوط دشمن و کشتن یا اسیر کردن قهرمانان و فرمانده هان جنگی است. هر چند در فرهنگ ژاپن این جنگجویان به دلیل اینکه معمولا  مخفیانه عملیات خود را انجام میدهند و مانند سامرائی‌ها به اصول شرافتمندانه عمل نمیکنند، از درجه پایینتری برخوردارند، اما امروزه به خاطر فیلمها، سریالها و انیمه های که از روی شخصیت آنها ساخته شده است  در سطح دنیا از محبوبیت خیلی زیادی برخوردار هستند. این که ادبیات یا سینما یک نوع از جنگجویان بومی یک کشور را به شهرت برساند، چیز عجیبی نیست.… (ادامه مطلب)

Read more

داستان دنباله‌دار یک عیار و چهل طرار (۱۳۶) – سه شرط مصطفی شیرفروش

خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس عثمانی تلاش کرد که با کمک دستیارش، شاه عباس را ترور کند. وقتی موفق به اینکار نشد با شایعه کشته شدن شاه، شهر را به آشوب کشید. مصطفی شیرفروش شاه را نجات داد و شاه با کمک الله‌وردی‌خان به کاخی برگشت. اما اوضاع کاخ هم مثل شهر بهم ریخته بود. شاه عباس، شاهزاده را در قلعه‌ای زندانی و مصطفی شیرفروش را احضار کرد.

شروع داستان | قسمت قبل

سه شرط مصطفی شیرفروش

هنگامی که سربازان حاتم‌بیگ وزیر به منزل مصطفی شیرفروش رفتند تا او را بیاورند، زانیار و جمعی دیگر از عیاران هم آنجا بودند و داشتند در مورد وقایعی که طی روز گذشته و دیشب اتفاق افتاده بود، تبادل نظر می‌کردند.… (ادامه مطلب)

Read more

ترامپ: تاجر، نویسنده، هنرپیشه و رئیس جمهور!

۶۳۶۱۴۳۰۶۰۲۹۹۷۸۰۵۳۳نویسنده‌ای موفق و پرکار

جالب  است، همه دنیا در شوک انتخاب ترامپ هستند. برای خیلی از  ایرانیها شاید ترامپ قبل از کاندیدا شدنش ناشناخته بود اما کتابخوانها حتما او را میشناسند نه بخاطر کارهای سیاسیش (که عملاً وجود نداشته است) بلکه بخاطر کتابهای روانشناسی/مدیریتی‌اش. او یکی از معدود نویسنده های است که این شانس را داشته که در هفت  سال گذشته هفت کتاب از او توسط ناشران و مترجمان گوناگون در ایران چاپ شده است. این در حالی است که لیست کتابهای او به بیش از ۵۰ عنوان در سایت آمازون و گودریدز می‌رسد.

او تنها نویسنده از میان روسای جمهور آمریکا نیست، قبل از او توماس جفرسون، جان اف.… (ادامه مطلب)

Read more

داستان دنباله‌دار یک عیار و چهل طرار (135) – داروغه جدید

خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس عثمانی تلاش کرد که با کمک دستیارش، شاه عباس را ترور کند و وقتی موفق به اینکار نشد با شایعه کشته شدن شاه، شهر را به آشوب کشید. مصطفی شیرفروش شاه را نجات داد و شاه با کمک الله‌وردی‌خان به کاخی برگشت اما اوضاع کاخ هم مثل شهر بهم ریخته بود.

صبح روز بعد شاه، اول وقت همه درباریان را به حضور پذیرفت تا نشان بدهد که بر اوضاع مسلط است. آن روز همه درباریان با نگرانی شاه را دیدند که لباسی سرخ‌رنگ به تن کرده بود. آنها می‌دانستند که هر وقت شاه لباس سرخ‌رنگ می‌پوشد، نشان از غضب او دارد و ممکن است هر لحظه دستور کشتن کسی را بدهد.… (ادامه مطلب)

Read more

گزارش کتاب «چوباری اسب با وفا»

kodakan_va_janevaranسالها سال پیش، در یک کتابخانه کانون پرورش فکری کتاب قدیمی پیدا کردم که همان موقع هم از قدمت و مطالعه مکرر در حال متلاشی شدن بود. اسم آن کتاب کودکان و جانوران بود. داستان کتاب شرح ماجراهای دختر بچه های یک جنگبان با حیوانات اهلی و نیمه اهلی خانه‌شان بود. داستان طنز زیبای که در عین حال جانوران و بچه‌ها را هم در خود دارد. کتابهای کمی هستند که اینطور همه کانونهای مورد علاقه من را در خود داشته باشد. بنابراین از وقتی که فهمیدم می‌شود کتاب داستانها را خرید، سفت و سخت به دنبال پیدا کردن این کتاب بودم.… (ادامه مطلب)

Read more

داستان دنباله‌دار یک عیار و چهل طرار (134) – شاه و شاهزاده

خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس عثمانی تلاش کرد که با کمک دستیارش، شاه عباس را ترور کند و وقتی موفق به اینکار نشد با شایعه کشته شدن شاه، شهر را به آشوب کشید. مصطفی شیرفروش شاه را نجات داد و شاه با کمک الله‌وردی‌خان به کاخی برگشت که در آن شاهزاده خود را شاه می‌‌دانستند.

شاه عباس همین که سر و صورتش را شست و ندیمان زخم‌هایش را بستند لباسی نو پوشید و دستور داد درباریان را به داخل سالن بیایند. حاتم‌بیگ و آن گروه از همراهان که هنوز آنجا بودند، بحضور شاه رسیدند. ابتدا برای سلامت شاه دعا کردند و سپس از اینکه شاه از آن مهلکه جان سالم به در برده بود، اظهار خوشحالی کردند.… (ادامه مطلب)

Read more

کانون – حرکتی رو به قهقرا!

در زمان جنگ من یک نوجوان بودم. آن زمان نیازهای حیاتی مملکت آنقدر بود که کسی به فکر تربیت نسل بعدی نبود. با این b1038وجود کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان، برای مای که آن را پیدا کردیم، یک دریچه جالب به دنیای عادی یک نوجوان بود. کتابهای زیبا و فراموش نشدنی از نویسندگان خارجی و داخلی مثل
– مجموعه کوه‌های سفید از جان کریستوفر
– کتاب زیبای کودک، سرباز و دریا
– کتاب فراموش نشدنی لک‌لکها بر بام
– ماجراجوی جوان
– میگل
– فلفلی و آنتون
– خواهران غریب
– کلاس پرنده
– باخانمان
– سختون
– پولینا چشم و چراغ کوهپایه
– تیستو سبز انگشتیb465
– ماهی سیاه کوچولو

کانون آن موقعها تنها مرکزی بود که معماهای فکری و ابزارهای اینچنینی هم می‌فروخت.… (ادامه مطلب)

Read more

داستان دنباله‌دار یک عیار و چهل طرار (133): شاه پشت درب کاخ

خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس عثمانی، تلاش کرد که با کمک دستیارش شاه عباس را ترور کند و وقتی موفق به اینکار نشد، خود با فریاد «شاه را کشتن»، آشوب عظیمی در شهر به راه انداخت. در این حال اسب شاه رم می‌کند و او را از میان محافظانش خارج و به درون کوچه‌های شهر می‌برد. مصطفی شیرفروش که یک تنه با دزدان و آشوبگران درگیر شده بود، شاه را نجات می‌دهد.

الله‌وردی‌خان به همراه محافظانش به زحمت توانستند شاه عباس را از میان آشوبی که در شهر ایجاد شده بود، بگذرانند و به درب کاخ برسانند. اما خبر دروغ کشته شدن شاه عباس، زودتر از آنها به کاخ رسیده بود.… (ادامه مطلب)

Read more