داستان خوانی در محفل ادبی آن‌گاه داستان – داستانی نه لایق محفل

داستان خوانی

نقد یک اثر همیشه برای نویسنده کشنده است، بخصوص اگر چهره به چهره و در یک جلسه عمومی باشد. اما اتفاقی که برای من افتاد، تفصیر خودم بودم. داستان علمی-تخیلی «چهارشنبه متفاوت» را برای داستان خوانی در گردهمائی «آن‌گاه داستان» انتخاب کردم. جائی که از قبل میدانستم بیشتر افراد طرفدار متنهای معناگرا و نثرهای پیچیده هستند. اما امیدوار بودم این داستان خوانی کمکم کند تا قسمت دوم داستان را سریعتر تمام کنم.

حجم داستان برای خواندن در یک جلسه بسیار طولانی بود و استفاده از اسم های سخت و نامانوس فضائی‌ها، استفاده از اصطلاحات تخصصی ادبیات علمی-تخیلی مثل بیومکانیک یا استفاده دوگانه از واژه های علمی مثل پلاسما برای شنونده ها نه تنها جالب نبود که باعث سردرگمی شده بود.… (ادامه مطلب)

Read more

کتاب افغان اثری دیگر از فردریک فورسایت نویسنده معروف انگلیسی

گزارش کتاب افعان اثر فرودریک فورسایت

بعد از مدتها دوباره توانستم با اشتیاق فراوان یک کتاب جدید از فردریک فورسایت نویسنده محبوب دوران جوانیم به دست بگیرم و شروع به خواندن آن بکنم. باید بگویم که از خواندن کتاب افغان لذت بردم ولی نه آنقدر که از داستانهای قبلیش لذت برده بودم. شاید اگر خواننده ای بودم که برای اولین بار فورسایت میخواندم از کتاب بیشتر خوشم می آمد. اما برای من کتاب پر از تکرارهای از داستانهای قبلی او بود. ماجرا کتاب افغان را لو نمیدهم تا شما هم از خواندن آن لذت ببرید. اما کتاب بازهم تقابل بی پایان دشمنان انگلیس و آمریکا و لیست بلند بالای سازمانها جاسوسی و اطلاعاتی این دو کشور و یگانهای متنوع نظامی آنها را به تصویر کشیده است.… (ادامه مطلب)

Read more

قلم جوانی – مجموعه داستان کوتاه منتخب جشنواره

نویسنده داستان کوتاه

بله! بعد از چاپ داستان در مجله «شگفتزار» و همکاری در چاپ داستان دنباله دار با روزنامه «رسانه برتر» بالاخره یک قدم در مراحل نویسنده شدن جلوتر رفتم و برای اولین بار در کتاب «قلم جوانی» اسمم بعنوان نویسنده آورده شده است. این کتاب شامل مجموعه آثار منتخب اولین جشنواره داستان کوتاه نشر عطران می باشد و شامل ۵۵ داستان منتخب جشنواره از ۳۱ نویسنده است. از این میان سه داستان من هم جزو آثار منتخب بوده و در این مجموعه چاپ شده است.

 

لیست کامل آثار مجموعه داستان قلم جوانی

لیست کامل آثار به شرح زیر است:

۱- شمعدانی که شکست – حوری سیدابوالقاسم

۲- عصب کِشی یا عصب کُشی – مسعود قادری آذر

۳- استاد، در محضر مرگ – محمدهادی چرخکان

۴- او – محمدحسین بهنیا

۵- تندیس – شادی عنصری

۶- شورش انگشتها – کامران حمزه لو

۷- فیل – فائزه فاطمی نژاد

۸- نگهبت شیفت شب – حوری سیدابوالقاسم

۹- من هم کتابدار شدم – روناک حمزه ای

۱۰- وداع دوباره – مجید دهقان نصیری

۱۱- ساعت ۸ صبح – بنفشه طالعی سبزوار

۱۲- آلودگی دوست داشتنی – حوری سیدابوالقاسم

۱۳- آخرین انتخاب یک مرد ۳۶ ساله – محمدهادی چرخکان

۱۴- بازگشت جوجه رنگی – مسعود قادری آذر

۱۵- پادشاه و کفاش – حسن بلندی کرویق

۱۶- پنجشنبه های عزیز – صبا سلمان زاده

۱۷– پیراهن وصله دار – مجید دهقان نصیری

۱۸- عصری پاییزی … – احمد گوهرشاهی

۱۹- تکرارهای معنی دار توپ سیاه رنگ – علیرضا مسلمانی

۲۰- یک صبح زمستانی – ایلناز دره شوری

۲۱- تماس تلفنی – مسعود قادری آذر

۲۲- جوانه – سمیه شیخی

۲۳- خاطره نردبان – پریناز اخوان

۲۴- حس ناشناخته – سوده سپهری

۲۵- خدا اینجاست؛ نیازی به سفر نیست – یونس رحیمی

۲۶- خواب آشفته – مهدی حاجی باقری

۲۷- خوابگرد – کامران حمزه لو

۲۸- دادن دار و ندار یک قلب پاک – یونس رحیمی

۲۹- داروی سمی درمانگر – یونس رحیمی

۳۰- درد – سید باقر موسوی

۳۱- دو برادر – حسن بلندی کرویق

۳۲- دریا همین قدر کوچک است -مهدی حاجی باقری

۳۳- دندان نیش -شادی عنصری

۳۴- راه مدرسه – نیره عبدی

۳۵- رژلب – عباس نامداری علی آبادی

۳۶- روزمرگی – فراز جاسمی

۳۷- سه مسیر اتوبوس – مسعود قادری آذری

۳۸- رمضان سی و شش سال پیش – مسعود قادری آذری

۳۹- یک دعوای خانوادگی در آسمان – بنقشه طالعی سبزوار

۴۰- شهر ساحلی – سید باقر موسوی

۴۱- عروسکها – محمد هادی چرخکان

۴۲- من فقط یک نفرم … – بنفشه طالعی سبزوار

۴۳- همسران خوب – یونس رحیمی

۴۴- مهر پدری – یونس رحیمی

۴۵- کوکوسبزی – بنقشه طالعی سبزوار

۴۶- ما و آلمانیا – فاطمه امیری

۴۷- گاو بنی اسرائیل – سیدباقر موسوی

۴۸- کلبه تنهائی – ساسان سلام زاده سلماسی

۴۹- کدو تنبل – پوران امینی

۵۰- کاشت و برداشت – سمیه شیخی

۵۱- قرارداد – فاطمه امیری

۵۲- در تعقیب – مجید دهقان نصیری

۵۳- عاشقانه کامپیوتری Enter – رضا خواص

۵۴- سیاه و کبود – فرشاد رهنما

۵۵- جزیره مینو – محمدهادی چرخکان

چاپ اول این کتاب شامل ۱۳۰ صفحه در  زمستان ۹۵ و با تیراژ ۱۰۰۰ نسخه به قیمت ۲۰ هزار تومان منتشر شده است.… (ادامه مطلب)

Read more

داستان کوتاه سفر به اصفهان – قسمت چهارم

شرمنده، شرمنده و شرمنده هم دوستان و خواننده ها هستم. میبخشید که نوشتن یک فصل دیگر این داستان دقیقا دو ماه طول کشید. میدانید تازه یادم افتاد که من همیشه از مشق عید متنفرم بود. همین باعث شد که نه تنها به مسابقه نرسیدم، بلکه شما خواننده های دوست داشتنی را هم مدت زیادی معطل کردم. برای اینکه تاخیرم از این بیشتر نشود، قسمت چهارم را هر چند کوتاه ولی میبندم.

سفر به اصفهان – قسمت چهارم

سزاکوگا داشت با چشم خودش اسلحه گروگاوا که اینقدر بخاطر آن سرزنش شده بود را در دست آن هوشمند نابالغ زمینی میدید که مثل یک اسباب‌بازی با بی احتیاطی به اطراف تاب میخورد.(ادامه مطلب)

Read more

دهم اردیبهشت روز خلیج فارس

۱۰ اردیبهشت «روز ملی خلیج فارس»

۳۹۶ سال پیش در روز ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۰۰ هجری شمسی، با فتح جزیره هرمز به دست امامقلی خان سردار مشهور شاه عباس کبیر آخرین دوره تسلط بیگانگان بر خیلج فارس به اتمام رسید. در این روز نیروهای امامقلی خان توانستند پرتغالی‌های حاضر در قلعه هرمز را شکست داده و این آخرین سنگر را از دست نیروهای پرتغالی که در آن روز قدرت اول دنیا بودند، خارج کنند و خلیجی که از دوران ما قبل هخامنشیان بعنوان دریای پارس شناخته می‌شد را مجدداً از وجود دشمنان پاک کنند. در سالهای اخیر که برخی کشورهای معلوم الحال سعی در تغییر نام این خلیج داشتند، شورای عالی انقلاب فرهنگی و دولت ایران تصمیم گرفتند این روز را به عنوان روز ملی خیلج فارس نامگزاری کرده‌ایم.… (ادامه مطلب)

Read more

خواب!

من تخصص کمی در خواب دیدن دارم. اما اگر ببینم عجیبترین خوابهای دنیا را میبینم. این خواب آخری‌ام خودش میتواند یک داستان کمدی/تراژدی رمانتیک باشد. شاید یک زمانی داستانی بر مبنای آن بنویسم. در خواب خودم را دیدم که در آمریکا بعنوان یک مهاجر غیر قانونی زندگی میکردم و همیشه نگران آن بودم که پلیس من را بگیرد. در همان حال با جا زدن خودم به جای دیگری چک بیکاری او را میگرفتم و با دوستانم یک گروه سارق حرفه ای را تشکیل داده بودیم. اما عجیبتر از همه این بود که یک دوست دختر سیاه پوست پلیس هم داشتم. حالا از رنگ پوستش که بگذریم همیشه نگران بودم اگر او بفهمد که من یک مهاجر غیر قانونی خلافکار هستم چیکار میکند.… (ادامه مطلب)

Read more

داستان کوتاه سفر به اصفهان – قسمت سوم

خوب یک خبر خوب دارم و یک خبر بد. خبر بد اینکه داستان من سر موعد ۲۰ اسفند تمام نشد. اما خبر خوب اینکه گاه چهارم جشنواره چهارگاه تمدید شد. فکر کنم خیلی ها توی داستان نویسی طنز وقت کم آوردند! هر چند جشنواره تا بعد از عید تمدید شد، اما من دارم سعی میکنم تا قبل از چهارشنبه سوری این داستان را تمام کنم. مشخصاً داره از حدود پنج هزار کلمه بیرون میزنه، که احتمالا باید بعداً در ویرایش بخشی از آن را حذف کنم. از حالا اگر قسمتی به نظرتان غیر لازم آمد اعلام کنید. در ضمن در قسمتی از داستان این قسمت مکالماتی به زبانها و لهجه های مختلف داخلی و خارجی گذاشتم.… (ادامه مطلب)

Read more

داستان کوتاه سفر به اصفهان – قسمت دوم

داستان هنوز تمام نشده، اما زمان کم است و من باید بروم قسمت سوم را بنویسم. خوانندگان گرامی فعلاً این بخش را هم مطالعه کنید تا انشالله قسمت بعدی را تا فردا آماده کنم. از دوستان میخواهم اگر در مورد اسم داستان هم نظری دارید، حتما پیشنهاد بدهید. هر چند اسم سفر به اصفهان را برای آن انتخاب کردم، اما از آن راضی نیستم.

سفر به اصفهان – قسمت دوم

سزاکوگا امیدوار بود که کسی به او اعلام کند که صدای آژیر اشتباه است. وقتی صدا قطع نشد فهمید که این یا یک آزمون دیگر برای آن‌ها است یا با یک حضور غیر قانونی روبرو بودند.(ادامه مطلب)

Read more

داستان کوتاه سفر به اصفهان – قسمت اول

دوستانی که داستان چهارشنبه متفاوت را خواندند، حتما با چهار موجود فضایی دوست داشتنی آن داستان آشنا هستند. سزاکوگا فرماندهی جدی، گروگاوا تکاوری جوشی و خشن، پگادوریس که یک آداموش خونسرد و پر از دانش است و صد البته مینادوسودانیم تنها عضو مونث گروه که به اجبار همراه بقیه شده است. داستان را همان وقت خیلی دوست داشتم و دلم میخواست یک دنباله برای آن بنویسم. این شد که وقتی تصمیم داشتم در گاه چهارم جشنواره فصلی چهارگاه یک داستان طنز بفرستم، به یاد آنها افتادم.

برای همین با عرض معذرت از خواننده های داستان زانیار، مجبور شدم آنها را معطل بگذارم و این داستان کوتاه را بنویسم.… (ادامه مطلب)

Read more