داستان کوتاه سفر به اصفهان – قسمت سوم

خوب یک خبر خوب دارم و یک خبر بد. خبر بد اینکه داستان من سر موعد ۲۰ اسفند تمام نشد. اما خبر خوب اینکه گاه چهارم جشنواره چهارگاه تمدید شد. فکر کنم خیلی ها توی داستان نویسی طنز وقت کم آوردند! هر چند جشنواره تا بعد از عید تمدید شد، اما من دارم سعی میکنم تا قبل از چهارشنبه سوری این داستان را تمام کنم. مشخصاً داره از حدود پنج هزار کلمه بیرون میزنه، که احتمالا باید بعداً در ویرایش بخشی از آن را حذف کنم. از حالا اگر قسمتی به نظرتان غیر لازم آمد اعلام کنید. در ضمن در قسمتی از داستان این قسمت مکالماتی به زبانها و لهجه های مختلف داخلی و خارجی گذاشتم.… (ادامه مطلب)

Read more

داستان کوتاه سفر به اصفهان – قسمت دوم

داستان هنوز تمام نشده، اما زمان کم است و من باید بروم قسمت سوم را بنویسم. خوانندگان گرامی فعلاً این بخش را هم مطالعه کنید تا انشالله قسمت بعدی را تا فردا آماده کنم. از دوستان میخواهم اگر در مورد اسم داستان هم نظری دارید، حتما پیشنهاد بدهید. هر چند اسم سفر به اصفهان را برای آن انتخاب کردم، اما از آن راضی نیستم.

سفر به اصفهان – قسمت دوم

سزاکوگا امیدوار بود که کسی به او اعلام کند که صدای آژیر اشتباه است. وقتی صدا قطع نشد فهمید که این یا یک آزمون دیگر برای آن‌ها است یا با یک حضور غیر قانونی روبرو بودند.(ادامه مطلب)

Read more

داستان کوتاه سفر به اصفهان – قسمت اول

دوستانی که داستان چهارشنبه متفاوت را خواندند، حتما با چهار موجود فضایی دوست داشتنی آن داستان آشنا هستند. سزاکوگا فرماندهی جدی، گروگاوا تکاوری جوشی و خشن، پگادوریس که یک آداموش خونسرد و پر از دانش است و صد البته مینادوسودانیم تنها عضو مونث گروه که به اجبار همراه بقیه شده است. داستان را همان وقت خیلی دوست داشتم و دلم میخواست یک دنباله برای آن بنویسم. این شد که وقتی تصمیم داشتم در گاه چهارم جشنواره فصلی چهارگاه یک داستان طنز بفرستم، به یاد آنها افتادم.

برای همین با عرض معذرت از خواننده های داستان زانیار، مجبور شدم آنها را معطل بگذارم و این داستان کوتاه را بنویسم.… (ادامه مطلب)

Read more

کتاب قتلگاه اثر لی چایلد

معرفی کتاب قتلگاه از مجموعه کتابهای جک ریچر

کتاب قتلگاه اولین کتاب از سری داستانهای قهرمانی به نام جک ریچر اثر لی چایلد است که با کمی تردید شروع به خواندن آن کردم. اما باید بگویم واقعاً از خواندن آن بعنوان یک کتاب سرگرم کننده، لذت بردم و یکی از معدود کتاب‌های بود که در این روزهای موبایلی و شبکه‌های رنگارنگ اجتماعی وادارم میکرد هر شب قبل از خواب یک یا دو فصلش را بخوانم.

اگر به طور خلاصه بخواهم بگویم، لی چایلد ترکیبی از میکی اسپیلین خالق مایک هامر و فردریک فورسایت نویسنده معروف تریلرهای جاسوسی است. جک ریچر قهرمان این داستان لی چایلد مثل مایک هامر یک‌جور کارآگاه بزن بهادر است که ناگهان درگیر یک ماجرای عجیب با یک سری شخصیت بد بیرحم می‌شود.… (ادامه مطلب)

Read more

داستان دنباله‌دار یک عیار و چهل طرار (۱۳۹) – چشمان افسانه

شروع داستان | قسمت قبل

خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس با شایعه کردن مرگ شاه عباس شهر را به آشوب کشید. شاه عباس، مصطفی شیرفروش را که جانش را نجات داده بود به داروغگی منصوب کرد. سپس داستان افسون و افسانه را شنید که چطور مرداس،پدر و دختر را از هم جدا کرده بود، به هر کدام گفته بود دیگری مرده است.

چشمان افسانه

افسانه دوباره داستان گفتنش را شروع کرد. برای شاه عباس و درباریانش تعریف کرد که چگونه مرداس و او در اصفهان مراقب همه چیز بودند. آن‌ها همه قلعه ها و پادگانهای اطراف شهر را شناسائی کرده و بعد به سراغ کاخها و خانه بزرگان شهر رفته بودند.… (ادامه مطلب)

Read more

قهرمانان

امروز هر چی سعی کردم فصل دیگری به داستانم اضافه کنم، نتوانستم. ما نویسنده ها عمری تلاش میکنم تا شاید بتوانیم قهرمانی بیافرینیم و گروهی هستند که کار هر روزشان قهرمانی است. جای مثل فاجعه پلاسکو است که کلمات کم می آورد. یاد و خاطره آتش‌نشانانی که جانشان را برای نجات دیگران به خطر انداختند گرامی و جاودانه باشد.

گریه_برای_قهرمانان
گریه برای قهرمانان
همه انسانها برابر خلق میشوند، سپس تعداد کمی آتشنشان میشوند
همه انسانها برابر خلق میشوند، سپس تعداد کمی آتشنشان میشوند
(ادامه مطلب) Read more

داستان دنباله‌دار یک عیار و چهل طرار (۱۳۸)- داستان افسانه

شروع داستان | قسمت قبل | قسمت بعد

داستان افسانه

خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس با شایعه کردن مرگ شاه عباس شهر را به آشوب کشید. شاه عباس، مصطفی شیرفروش جانش را نجات داده بود را به داروغگی منتصب کرد. مصطفی با سه شرط داروغگی شهر را پذیرفت. سپس شاه دستور داد، پدر و دختری که می‌خواستند او را بکشند، احضار شوند و ابتدا داستان پدر که همان افسون بود را شنید.

شاه عباس با دقت به سخنان افسون دغل گوش داد و در نهایت تنها سری تکان داد. در میان درباریان همهمه‌ای در گرفت. دیوان‌بیگی که در میان آنها ایستاده بود، با دقت به صورت شاه عباس خیره شده بود.… (ادامه مطلب)

Read more

داستان دنباله دار یک عیار و چهل طرار (۱۳۷) – داستان افسون

شروع داستان | قسمت قبل

خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس با شایعه کردن مرگ شاه عباس شهر را به آشوب کشید. افسون و دخترش زندانی شده‌اند و شاه عباس مجبور شد شاهزاده را که تصور می‌کرد بر علیه او است، در قلعه‌ای زندانی کند و سپس مصطفی شیرفروش را که جانش را نجات داده بود به داروغگی منتصب کرد. مصطفی با سه شرط داروغگی شهر را پذیرفت.

همه درباریان که از دستور عجیب شاه عباس و رفتار عجیب‌تر مصطفی حیران بودند، فوری به گروه‌های چندتایی تقسیم و مشغول صحبت شدند. شاه عباس نیز در حالی که الله‌وردی‌خان را به کنار خود فراخوانده بود، مشغول تبادل نظر با او شد.… (ادامه مطلب)

Read more