یک عیار و چهل طرار – قسمت چهارم
خلاصه قسمتهای قبل: وقتی ببرک خان داروغه، موفق نشد دزد ابریشمها را پیدا کند و دید فرصت سه روزهاش دارد به سرعت تمام میشود، گرگین خان را مامور کرد که با افسون دغل، سر دسته دزدان اصفهان صحبت کند. بالاخره گرگین…
خلاصه قسمتهای قبل: وقتی ببرک خان داروغه، موفق نشد دزد ابریشمها را پیدا کند و دید فرصت سه روزهاش دارد به سرعت تمام میشود، گرگین خان را مامور کرد که با افسون دغل، سر دسته دزدان اصفهان صحبت کند. بالاخره گرگین…
صبح روز دوم هر کس از چار سوق بازار رد میشد، ببرک خان داروغه را میدید که با چهرهای عبوس نشسته بود و به پیکی که از دربار آمده بود و پیگیر ماجرا بود، میگفت که چگونه همه شهر را…
داروغه ناراحت به محل استقرارش در چهارسوق بازار رفت. گرگین خان، که حکم دست راستش داشت و هر شب بر دروازه طوقچی به نگهبانی میایستاد، او را متفکر و ناراحت دید. علت را پرسید و او داستان ناپدید شدن چهل…

مهلت سه روزه میگویند روزی شاه عباس کبیر به همراه جمعی از بزرگان دربار و شیوخ و سردارانش برای بازدید ساختمان در حال ساخت عالیقاپو به میدان نقش جهان رفته بود که ناگهان از دهنه بازار قیصریه صدای شیون و…