برچسب داستان

یک عیار و چهل طرار – قسمت پنجم

خلاصه قسمتهای قبل: داروغه که برای یافتن دزد ابریشم‌ها تنها سه روز فرصت داشت، از سرناچاری قول داد که دخترش را به عقد معروف‌ترین دزد شهر در بیاورد اگر او بتواند ابریشم‌ها را پیدا کند. فرزانه دختر زیبای داروغه با…

داستان دنباله‌دار یک عیار و چهل طرار (۱) – مهلت سه روزه

رسانه‌برتر مورخ 24 تیر 1394

مهلت سه روزه میگویند روزی شاه عباس کبیر به همراه جمعی از بزرگان دربار و شیوخ و سردارانش برای بازدید ساختمان در حال ساخت عالی‌قاپو به میدان نقش جهان رفته بود که ناگهان از دهنه بازار قیصریه صدای شیون و…

آخرین تولد

cake

«بلکرن آمرانی» تنها در سلول خوابگاهش نشسته بود، البته به کار بردن کلمه تنها برای موجودی با سه کله، کمی دور از انتظار است، اما وقتی «سردانش» داشت آخرین پاراگرافهای مقاله‌اش در مورد سرمنشاء زبانهای غیر هوشمند تکامل یافته را…

روز نو

 «پای رضا شکسته!» داشتم از دکل اصلی پایین می‌رفتم تا سبزی‌ها را به آشپزخانه تحویل دهم که اسماعیل اين خبر را به من داد. فکر می‌کنم از حرف زدن به زبان فارسی آنقدر خوشحال بود که نمی‌توانست قیافه آورنده یک…