خواندن داستان طلسم قنات زارچ در آن گاه داستان

داستان خوانی در آن گاه داستان

هفته گذشته برایم هفته بسیار شلوغ و پر کاری بود. روز سه شنبه برای اولین بار یک داستانم را در حضور جمع خواندم و نقد شنیدم. داستانی که انتخاب کرده بودم داستان طلسم قنات زارچ بود و در محفل «آن گاه داستان» آن را خواندم. «آن گاه داستان» به همت مرکز آفرینش‌های ادبی قلمستان هر دو هفته یکبار سه‌شنبه‌ها بعدازظهر در حوضه خانه باغ غدیر اصفهان تشکیل می‌شود. در هر محفل آن گاه داستان از یکی از منتقدان یا نویسندگان نیز دعوت می‌شود حضور داشته باشد و در نقد داستانها کمک بکند. به نظر من که فضای خیلی خوبی برای نویسندگان جوان و نوجوان ایجاد شده و به شخصه نیز از این فضا استفاده میکنم تا انرژی بیشتری بگیرم. … (ادامه مطلب)

Read more

پاورقی نویس شدم!

از بچگی، آرزوم بود پاورقی نویس روزنامه ها بشوم، چون توی سرگذشت اکثر نویسندهای موفقی که میخواندم میدیدم بخش بزرگی از شهرتشان از همین جا قوت میگرفت.

پاورقی طلسم قنات زارچ در رسانه برتر

ژول ورن، الکساندر دوما و حتی هرژه نیز آثاربزرگشان را به صورت پاورقی منتشر میکردند.  این روزها البته پاورقی نویسی دیگر آنقدر بین نویسندگان محبوب نیست. اما من دوستش دارم و خیلی خوشحالم شدم که داستان طلسم قنات زارچ به صورت یک داستان  دو قسمتی در روزنامه نیازمندیهای رسانه برتر، بچاپ رسید.

 البته با تمام شدن این داستان قرار است داستان جدیدی  با نام 《یک عیار و چهل طرار》 را در همین روزنامه ادامه بدهم و هر روز پانصد کلمه بنویسم.… (ادامه مطلب)

Read more