2 دیدگاه


  1. جالب بود که گویش تهرانی بنظرتون شیرینه! برای تهرانیها گویش اصفهانی و یزدی و … شیرینه.
    من یه بار اصفهان رفتم اونم درست زمان خورشیدگرفتگی! اتفاقا ادرس دادن هموطنان اصفهانی خوب بود. یه پیرمرد دوچرخه سواری هم یادمه که نگهداشت و پیاده شد و باحوصله ادرس داد. فقط یه خیابون از اصفهان یادمه اونم مسجد سیده.

    خاطره خیلی جالبی بود و کلا سفرنامه جالبه از این نظر که نشون میده در چه دنیای متنوعی زندگی میکنیم. مطمئنا اگر در روز قیامت میشد سفرنامه ای نوشت ، با وجود اونهمه آدم در صحرای محشر عجیبترین و حجیمترین کتاب میشد احتمالا.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.