هدیه تولد

امروز تولدمه، و خبرهای خوبی بهم رسید. چهارتا از داستانهایم وارد مرحله فینال چهارمین دوره مسابقه داستان نویسی افسانه‌ها شدند. «چهارشنبه متفاوت» در بخش داستان فانتزی کوتاه «دو بی همتا» در بخش داستان فانتزی بلند «آزادی دیو در بند» و «آخرین نامه فلیپ» در بخش داستان کوتاه وحشت البته هنوز باید با ده، پانزده‌تا رقیب...

سال 95 مبارک باشد

سال 95 به همه شما خواننده های عزیز مبارک باشد. امسال برنامه های برای خودم و این سایت دارم که امیدوارم خوشتان بیایید. انشالله سعی میکنم روال انتشار روزانه داستانها را ادامه بدهم. سال گذشته داستان در تعقیب را در 14 قسمت و داستان یک عیار و چهل طرار را که تابحال بیش از 120 قسمت شده...

چهارشنبه سوری

هر چهارشنبه سوری برای من فرصت مناسبی است که دوباره تبلیغ داستان کوتاه چهارشنبه متفاوت خودم را بکنم. یک زمانی ميخواستم ماجراهای قهرمانان آن داستان را ادامه بدهم، اما حالا که دارم داستان تاریخی مینویسم خیلی از آن فضا فاصله گرفتم. بیشترش هم تقصیر منحل شدن فنزین است. شاید در آینده فرصت اینکار پیش بیایید.…...

آمریکا، ما داریم می آییم

مدتها بود که هوس نوشتن یک داستان در مورد نخستین ایرانیهای که پا به آمریکا گذاشتند را داشتم. اما منبع مناسبی برایش پیدا نمیکردم. تا چشمم در نمایشگاه به کتاب به این کتاب افتاد. و بعد مقدمه آن را خواندم. با یک مرور مختصر به نظرم رسید که به اصل جنس رسیدم. مقدمه خودش نشان...

قفل نویسندگی!

دوروزه دچار قفل نویسندگی شدم! چهارشنبه آخرین قسمت داستان «در تعقیب» را تمام کردم و تحویل روزنامه دادم. حالا باید برای شنبه یک داستان جدید تحویل بدهم. اما هر چه فکر می کنم داستان خوبی به ذهنم نمی رسد. نه اینکه داستان خوبی سراغ نداشته باشم. اما اکثر موضوعاتی که به ذهنم می رسه مربوط...

تجربه نوشتن اولین پاورقی

با پایان یافتن داستان اول «یک عیار و چهل طرار» تجربه نوشتن اولین پاورقی من هم تکمیل شد. تجربه ای که برای خودم هم لذت بخش بود و هم چالش برانگیز. هر شب قبل از خواب می‌بایست یک بخش بین 500 تا 600 کلمه ای برای داستان می نوشتم. هر بخش می بایست خواننده را...

پاورقی طلسم قنات زارچ در رسانه برتر

پاورقی نویس شدم!

از بچگی، آرزوم بود پاورقی نویس روزنامه ها بشوم، چون توی سرگذشت اکثر نویسندهای موفقی که میخواندم میدیدم بخش بزرگی از شهرتشان از همین جا قوت میگرفت. ژول ورن، الکساندر دوما و حتی هرژه نیز آثاربزرگشان را به صورت پاورقی منتشر میکردند.  این روزها البته پاورقی نویسی دیگر آنقدر بین نویسندگان محبوب نیست. اما من...

نمایشگاه کتاب تهران

نمایشگاه کتاب سال 94 تهران

نمایشگاه کتاب تهران
به نظرم برای آدم‌های مثل من که می‌خواهند بودجه یک سالشان را در نمایشگاه خرج کنند، باید تسهیلات ویژه‌ای قائل شد. امسال همانطور که شنیده بودم، اجازه نمی‌دادند تا چرخ‌های خرید وارد محل غرفه‌ها شود. بنابراین باید کل کتابهای که می‌خریدی را دست می‌گرفتی و دور می‌رفتی. تا وقتی که طاقتت تمام می‌شد و از دست و کمر می‌افتادی. شانس آوردم که امسال غرفه‌های امانتداری گذاشته بودند. هر چند سرویسشان ایده‌آل نبود اما بهتر از هیچی بود. نکته عجیب ماجرا این بود که هر چند به چرخ خرید با آن حجم کمش به عنوان ایجاد مزاحمت برای دیگران اجازه ورود داده نمی‌شد، اما به کالسکه بچه با آن حجم عظیمش اجازه ورود می‌دادند.… (ادامه مطلب)

شرکت در مسابقه داستان نویسی علمی/تخیلی شریف

مسابقه داستان نویسی علمی/تخیلی شریفمسابقه داستان نویسی علمی/تخیلی شریف را با دو اثر شرکت کردم. یکی داستان آخرین ایستگاه و دیگری داستان روز نو، شرکت کردم. ابتدا می‌خواستم به جای آخرین ایستگاه، چهارشنبه متفاوت را بفرستم، اما سقف مسابقه پنج هزار کلمه بود و در آن صورت باید نزدیک بیست درصد داستان را حذف می...

Scroll to top