نیم کتاب (چون فقط ۶۹ صفحه جیبی است) «مردان مجرد سرزمین تپهها» تنها شامل دو داستان کوتاه از ویلیام ترور نویسنده شهیر ایرلندی و یکی از قلههای داستان کوتاه انگلیسی است. ویلیام ترور بارها نامزد جوایز مختلف شد و بارها توانست برنده این جوایز شود. به غیر از هفت جایزه متنوعی که کسب کرد او...
برچسب: داستان کوتاه
سیب – داستان کوتاه
داستان سیب هم یکی دیگر از تکلیفهای کلاس فیلمنامه نویسی است. قرار بود داستان در مورد موقعیت یک سیب و دو آدم متشخص باشد. تکلیف من باز خیلی از موضوع دور بود. سیب راننده مینیبوس داشت از توی ترمینال حرکت میکرد که ماشینی کنارش ایستاد، شیشه سمت شاگرد پایین آمد و سری ژولیده با...
داستان کوتاه «کیف قاپ»
داستان کیف قاپ تکلیف دیگری از کلاس فیلمنامه نویسی است. موضوعی که استاد گفت این بود که فرد کیف قاپ باید عاشق دختر صاحب کیف بشود. من البته مثل همیشه در صحنه های عاشقانه مشکل دارم. اما از نتیجه کارم زیاد هم ناراضی نیستم. کیف قاپ پسر نفس نفس زنان توی خروجی راه پله ها...
دختربچه، سرباز، پرنده
سه قصه با یک بلیط از اینکه خیلی وقت است که نمینویسم، خودم بیش از همه عصبانی و ناراحت هستم. چند وفتی بود به هر دری میزدم که این قفل باز شود. یکی از راه ها که امتحان کردم، ثبت نام در کلاس فیلمنامه نویسی بود. استاد خیلی سعی کرد تعجبش را از دیدن دانشآموز...
چهارشنبه سوری
هر چهارشنبه سوری برای من فرصت مناسبی است که دوباره تبلیغ داستان کوتاه چهارشنبه متفاوت خودم را بکنم. یک زمانی ميخواستم ماجراهای قهرمانان آن داستان را ادامه بدهم، اما حالا که دارم داستان تاریخی مینویسم خیلی از آن فضا فاصله گرفتم. بیشترش هم تقصیر منحل شدن فنزین است. شاید در آینده فرصت اینکار پیش بیایید.
یک مرگ تنها
در ميان بوتهها تنها و وحشتزده نشسته بود و از لابلای آنها به چند پسر جوانی که دورادور بوتهها فریاد میزدند و گاهگاه تیری به سمت او شلیک میکردند، خیره شده بود. در آنسوی تپه گروه دیگری از دوستانش در محاصره مردان جنگجو بودند. آنها نیز چون او امیدی به زنده بودند نداشتند، ولی حداقل...
طلسم قنات زارچ
داستان طلسم قنات زارچ، یک داستان در ژانر وحشت در فضای بومی ایرانی و یکی از عناصر بومی فرهنگ ایرانی یعنی قنات میباشد.
صاعقه سیاه
اين داستان ادامه مستقلی است بر «مبارزه برای آزادی»
منتظرین مرگ
همه جا از اخبار وحشت آور پر شده بود و ساکنین زمین در اين چند روز اخیر آرام و قرار نداشتند. هر ساعت از رصدخانهها خبرهای تازهای حاکی از نزدیکتر شدن سفینههای ناشناس به زمین شنیده میشد. تمام سیستمهای تدافعی و تهاجمی روی زمین و ماه آماده شده بودند. ناوگان زمین که شامل بيش از دو هزار سفینه جنگنده و نزديک يک صد رزم ناو بود برای مقابله احتمالی آماده شد.
چند روز بعد با تلسکوپهای معمولی نیز میشد ناوگان غریبه را دید. چهار سفینه عظیم که در چهار راس یک لوزی حرکت میکردند. دانشمندان طول هرکدام ازآنها را پنج کیلومتر و قطر هرکدام را نزديک به هزار و پانصد متر تخمین میزدند. حتی تصور چنین اجسامی به این بزرگی مشکل بود. ناوگان زمين در مقابل اين اجسام مانند مگسها و گنجشکهایی بود در مقابل چهار فیل غول پیکر و این بر وحشت زمینیها میافزود.