گزارش کتاب «چوباری اسب با وفا»

kodakan_va_janevaranسالها سال پیش، در یک کتابخانه کانون پرورش فکری کتاب قدیمی پیدا کردم که همان موقع هم از قدمت و مطالعه مکرر در حال متلاشی شدن بود. اسم آن کتاب کودکان و جانوران بود. داستان کتاب شرح ماجراهای دختر بچه های یک جنگبان با حیوانات اهلی و نیمه اهلی خانه‌شان بود. داستان طنز زیبای که در عین حال جانوران و بچه‌ها را هم در خود دارد. کتابهای کمی هستند که اینطور همه کانونهای مورد علاقه من را در خود داشته باشد. بنابراین از وقتی که فهمیدم می‌شود کتاب داستانها را خرید، سفت و سخت به دنبال پیدا کردن این کتاب بودم.… (ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید

کانون – حرکتی رو به قهقرا!

در زمان جنگ من یک نوجوان بودم. آن زمان نیازهای حیاتی مملکت آنقدر بود که کسی به فکر تربیت نسل بعدی نبود. با این b1038وجود کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان، برای مای که آن را پیدا کردیم، یک دریچه جالب به دنیای عادی یک نوجوان بود. کتابهای زیبا و فراموش نشدنی از نویسندگان خارجی و داخلی مثل
– مجموعه کوه‌های سفید از جان کریستوفر
– کتاب زیبای کودک، سرباز و دریا
– کتاب فراموش نشدنی لک‌لکها بر بام
– ماجراجوی جوان
– میگل
– فلفلی و آنتون
– خواهران غریب
– کلاس پرنده
– باخانمان
– سختون
– پولینا چشم و چراغ کوهپایه
– تیستو سبز انگشتیb465
– ماهی سیاه کوچولو

کانون آن موقعها تنها مرکزی بود که معماهای فکری و ابزارهای اینچنینی هم می‌فروخت.… (ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید

گزارش کتاب «کتابخانه سحرآمیز بی‌بی‌بوکن»

گاردر، گوردر یا گردر در واقع همه و همه نام نویسنده‌ای نروژی است با نام Jostein Gaarder که هنوز ایرانی‌ها روی ترجمه اسمش به توافق نرسیدند هر چند تعداد زیادی از کتابهایش را ناشران مختلف ایرانی چاپ کرده‌اند. مدتها خواندن کتاب «دنیای سوفی» او که در واقع حکایت تاریخ فلسفه غرب در قالب یک رمان بود، کار بسیار باکلاسی محسوب می‌شد و همه با اشاره به آن فخر فروشی می‌کردند. اما با ترجمه داستانهای کودکانه گاردر مثل «قصر قورباغه»، «راز تولد»، «درون یک آینه، درون یک معما» و «سلام کسی اینجا نیست» هیمنه این نویسنده شکسته شد و از باکلاس بودن در آمد.… (ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید

گزارش کتاب «خلأ موقت»

اما اگر بخواهیم به خود داستان بپردازیم، داستان به نظر من کشش لازم را نداشت و با توجه به حجم ۷۵۰ صفحه‌ای آن ممکن است خواننده در میانه کار از آن خسته و رهایش کند. تنها موتور جلو برنده داستان به نظر من اسم نویسنده و مترجم بود که خواننده با توجه به سابقه آنها منتظر بهبود فضای داستان و هیجانی آن است. اما متاسفانه ناامید میگردد. در واقع اگر این داستان با نامهای دیگری چاپ شده بود، مسلماً فروش بسیار کمتری داشت.
در این میان با توجه به اینکه نویسنده به بی‌بند و باریهای امروزه غرب هم در میان داستانش می‌پرداخته است، کار مترجم و ناشر برای چاپ این کتاب احتمالاً بسیار سخت بوده است و کتاب دچار حذفیات زیادی شده است.… (ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید

گزارش کتاب «قاتلان بدون چهره»

وقتی به کتابخانه‌ام نگاه می‌کنم، بیشترین حجم کتابهایم را کتابهایی معمایی/پلیسی به خودش اختصاص داده است. خواندن این جور کتابها همیشه برایم جذاب بوده و هست. دوست داردم لایه لایه معما را حل کند و جلو برود، بعضی وقتها حدس‌های اشتباهم را اصلاح کنم و دوباره به کل ماجرا نگاه کنم و در اکثر مواقع در آخر داستان غافلگیر بشوم!

قاتلان بدون چهره اثر هنینگ مانکل

داستان کتاب که در سوئد اتفاق می‌افتد از قتل وحشیانه زوج کشاورز پیری آغاز می‌شود که در ادامه به یک ماجرای نژاد پرستانه تبدیل می‌شود و در نهایت به شناسائی قاتلین ختم می‌شود.
اما «هنینگ مانکل» نگاهی دیگر به داستان پلیسی دارد.(ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید

گزارش کتاب «داستان‌نویسی»

داستان نویسی برای تازه‌کارهااین روزها علیرغم فضای اینترنتی که وجود دارد و پراکندگی مطالعه مردم، عصری جدید در داستان نویسی و داستان پردازی ظهور کرده است و نویسنده‌های جوان و جویای نام آشنا با تکنولوژی تلاش می‌کنند عرصه را از دست نویسندگان قدیمی خارج کنند. ظهور این موج جدید و رسیدن به ثروت بادآورده توسط این نویسنده‌های خلاق، دوباره آرزوی نویسنده شدن را در میان جوان‌ها پر رنگ کرده است. 

برای همین چاپ کتابهای در مورد داستان نویسی باب شده است و در این میان انتشارات وایلی با سری کتابهای For Dummies که در اکثر مواقع خوش درخشیده‌اند، نیز جزو پیشگام‌ها است. من معمولاً علاقه خاصی به این سری کتابها دارم چون خیلی ساده رئوس مطلب را برایت شرح می‌دهند و از شاخه و برگ دادن و ورود به جزئیات خیلی خاص خودداری می‌کنند.(ادامه مطلب)

بیشتر بخوانید