دوستانی که داستان چهارشنبه متفاوت را خواندند، حتما با چهار موجود فضایی دوست داشتنی آن داستان آشنا هستند. سزاکوگا فرماندهی جدی، گروگاوا تکاوری جوشی و خشن، پگادوریس که یک آداموش خونسرد و پر از دانش است و صد البته مینادوسودانیم تنها عضو مونث گروه که به اجبار همراه بقیه شده است. داستان را همان وقت...
دسته: داستانها
یک داستان را انتخاب کنید
داستان دنبالهدار یک عیار و چهل طرار (۱۳۹) – چشمان افسانه
شروع داستان | قسمت قبل خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس با شایعه کردن مرگ شاه عباس شهر را به آشوب کشید. شاه عباس، مصطفی شیرفروش را که جانش را نجات داده بود به داروغگی منصوب کرد. سپس داستان افسون و افسانه را شنید که چطور مرداس،پدر و دختر را از هم جدا کرده بود، به...
داستان دنبالهدار یک عیار و چهل طرار (۱۳۸)- داستان افسانه
شروع داستان | قسمت قبل | قسمت بعد داستان افسانه خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس با شایعه کردن مرگ شاه عباس شهر را به آشوب کشید. شاه عباس، مصطفی شیرفروش جانش را نجات داده بود را به داروغگی منتصب کرد. مصطفی با سه شرط داروغگی شهر را پذیرفت. سپس شاه دستور داد، پدر و دختری که...
داستان دنباله دار یک عیار و چهل طرار (۱۳۷) – داستان افسون
شروع داستان | قسمت قبل خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس با شایعه کردن مرگ شاه عباس شهر را به آشوب کشید. افسون و دخترش زندانی شدهاند و شاه عباس مجبور شد شاهزاده را که تصور میکرد بر علیه او است، در قلعهای زندانی کند و سپس مصطفی شیرفروش را که جانش را نجات داده بود...
پیراهن وصلهدار – داستان کوتاه مناسبتی اربعین حسینی
پیراهن وصله دار – «برات» تو هم بیا بریم. خوش میگذره به خدا، اوسا میگه همه چیز مفتیه، کلی چلوکباب میخوریم. حسن صافکار و شاگرداش هم با ما میاند. – نه من نمییام. بی بی تنها می مونه. اوسا هم میگه نباید کار مردم را زمین بگذاریم. اگر من بیام دست تنها میمونه. – دروغ...
داستان دنبالهدار یک عیار و چهل طرار (۱۳۶) – سه شرط مصطفی شیرفروش
خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس عثمانی تلاش کرد که با کمک دستیارش، شاه عباس را ترور کند. وقتی موفق به اینکار نشد با شایعه کشته شدن شاه، شهر را به آشوب کشید. مصطفی شیرفروش شاه را نجات داد و شاه با کمک اللهوردیخان به کاخی برگشت. اما اوضاع کاخ هم مثل شهر بهم ریخته بود....
داستان دنبالهدار یک عیار و چهل طرار (135) – داروغه جدید
خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس عثمانی تلاش کرد که با کمک دستیارش، شاه عباس را ترور کند و وقتی موفق به اینکار نشد با شایعه کشته شدن شاه، شهر را به آشوب کشید. مصطفی شیرفروش شاه را نجات داد و شاه با کمک اللهوردیخان به کاخی برگشت اما اوضاع کاخ هم مثل شهر بهم ریخته بود.
صبح روز بعد شاه، اول وقت همه درباریان را به حضور پذیرفت تا نشان بدهد که بر اوضاع مسلط است. آن روز همه درباریان با نگرانی شاه را دیدند که لباسی سرخرنگ به تن کرده بود. آنها میدانستند که هر وقت شاه لباس سرخرنگ میپوشد، نشان از غضب او دارد و ممکن است هر لحظه دستور کشتن کسی را بدهد.… (ادامه مطلب)
داستان دنبالهدار یک عیار و چهل طرار (134) – شاه و شاهزاده
خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس عثمانی تلاش کرد که با کمک دستیارش، شاه عباس را ترور کند و وقتی موفق به اینکار نشد با شایعه کشته شدن شاه، شهر را به آشوب کشید. مصطفی شیرفروش شاه را نجات داد و شاه با کمک اللهوردیخان به کاخی برگشت که در آن شاهزاده خود را شاه میدانستند....
داستان دنبالهدار یک عیار و چهل طرار (133): شاه پشت درب کاخ
خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس عثمانی، تلاش کرد که با کمک دستیارش شاه عباس را ترور کند و وقتی موفق به اینکار نشد، خود با فریاد «شاه را کشتن»، آشوب عظیمی در شهر به راه انداخت. در این حال اسب شاه رم میکند و او را از میان محافظانش خارج و به درون کوچههای شهر...
داستان دنبالهدار یک عیار و چهل طرار (132): ناجی شاه
خلاصه: خواندیم که مرداس جاسوس عثمانی، پس از کشتن یاور قصاب و داروغه شهر و اقدام به ترور وزیراعظم شاه، دستیارش در لباس پیک شاهی برای ترور شاه فرستاد و وقتی موفق به اینکار نشد، خود با فریاد شاه را کشتن، آشوب عظیمی در شهر به راه انداخت. در این حال اسب شاه رم کرده...