خلاصه قسمتهای قبل: سه روز فرصت شاه عباس به داروغه برای یافتن دزد ابریشم به پایان رسید و باید جوابگو باشد. اما نه او و نه افسون سردسته دزدها که به ازدواج با دختر داروغه دل بسته و نه زانیار جوان عاشق پیشه توبه کار هیچکدام دزد را پیدا نکردند. زانیار در حال تحقیق است...
یک عیار و چهل طرار – قسمت نهم
خلاصه قسمتهای قبل: درحالی که نزدیک است سه روز فرصت داروغه برای یافتن دزد ابریشم، به پایان برسد او با ناامید، از افسون سردسته دزدها که خواستگار دخترش هست، درخواست کمک میکند. دخترش هم برای نجات از یاور جوانمرد شهر کمک میخواهد. زانیار که نجات یافته یاور است، به دنبال حل ماجرا میرود. او افسون...
یک عیار و چهل طرار – قسمت هشتم
خلاصه قسمتهای قبل: فرصت سه روزه داروغه برای یافتن دزد ابریشم رو به پایان است. داروغه، از افسون سردسته دزدها کمک گرفت و قول دخترش را به او داد. دختر اما از طریق دایه از یاور قصاب جوانمرد شهر کمک خواست. یاور، زانیار را که دل در گروه عشق دخترک دارد، خبر کرد.زانیار همانطور که...
یک عیار و چهل طرار – قمست هفتم
خلاصه قسمتهای قبل: شاه عباس به داروغه سه روز فرصت داد تا دزد ابریشمهای چینی را پیدا کند. داروغه ناموفق، از افسون سردسته دزدها کمک گرفت و قول دخترش را به او داد. دخترش اما قصد خودکشی داشت، دایه جلویش را گرفت و از یاور، قصاب پیر و جوانمرد شهر کمک خواست. یاور به دنبال...
اندر کرامات و احوال شیخ کبیر شیخ مجید آل دهقان
نظر دوست قدیم و یار گرامیم فرهاد خان و ان یار بی ریا و مصدق و ان مجمع کمالات و مکتوبات و ان و شیخ بی ادعا و بزرگوار و ان دست اندر کارِ کسب و کار و ان داستان گو و نقاد کتاب و ان شیخِ ای-آر-پی دان و وب ساز و ان برنامه...
یک عیار و چهل طرار – قسمت ششم
خلاصه قسمتهای قبل: داروغه اصفهان برای یافتن دزد ابریشم چینی سه روز فرصت دارد. وقتی در روز دوم از یافتن دزد ناامید شد، از افسون دغل سردسته دزدهای اصفهان کمک میخواهد و در عوض قول میدهد، دخترش را به عقد او در آورد. در حالی که افسون دغل به دنبال دزد است، دختر داروغه عزا گرفته...
یک عیار و چهل طرار – قسمت پنجم
خلاصه قسمتهای قبل: داروغه که برای یافتن دزد ابریشمها تنها سه روز فرصت داشت، از سرناچاری قول داد که دخترش را به عقد معروفترین دزد شهر در بیاورد اگر او بتواند ابریشمها را پیدا کند. فرزانه دختر زیبای داروغه با چهرهای چون خورشید درخشان بود. از هنگام تولد داروغه دایهای برایش گرفته بود که او...
یک عیار و چهل طرار – قسمت چهارم
خلاصه قسمتهای قبل: وقتی ببرک خان داروغه، موفق نشد دزد ابریشمها را پیدا کند و دید فرصت سه روزهاش دارد به سرعت تمام میشود، گرگین خان را مامور کرد که با افسون دغل، سر دسته دزدان اصفهان صحبت کند. بالاخره گرگین خان پارچه از روی صورتش برداشت. وقتی افسون دغل، او را دید، شناختش و شمشیر...
یک عیار و چهل طرار – قسمت سوم
صبح روز دوم هر کس از چار سوق بازار رد میشد، ببرک خان داروغه را میدید که با چهرهای عبوس نشسته بود و به پیکی که از دربار آمده بود و پیگیر ماجرا بود، میگفت که چگونه همه شهر را به دنبال بار ابریشم جستجو کردند و آنرا نیافتند. در سمت راستش گرگین خان در...